قالب وبلاگ


:: باران کویر ::
خدا فرمود : اگر بنده های من می دانستند که چقدر دوستشان دارم همه از شوق می مردند. 
پيوندهای روزانه

 سید بن طاووس رحمه الله علیه می گوید:شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان (ع) شدم.صدای ملکوتی امام را که با لحنی آرام  و دلسوزانه دعا می کرد را شنیدم:
شنیدم که می گفت:
پروردگارا! شیعیان ما از ما هستند،از زیادی گِلِ ما خلق شده اند و به آب ولایت ما عجین گشته اند،خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.پروردگارا ! آنها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه مفرما چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و صوابشان کم است از اعمال من بردار و به صواب آنها بیفزای.....

به دنبال ناکجا آباد

پروردگارا دستهايم سست و بی توان است... سينه ام سرد و صورتم برخاک...خداوندا تنم تحمل سرمای زمينت را ندارد و دستانم توان پاک کردن خاک از چشم.
الهی به دستهايم قدرتی بده که پاهايم را ياری کنند و از جا برخيزم.

ای مهربان ترين٬ به اشک خاک از چشمان ميگيرم... ياريم کن و به پاهايم توان ايستادن بده٬ خودم به راه خواهم افتاد.

پروردگارا پناهم ده که به زانو درآمدم و با دو زانو بر روی خاک حرکت ميکنم...

مهربانا سينه ام دريای خون است و محتاج مرهم....

بزرگوارا شانه هايم خسته است ، دستهايم کم طاقت و کمرم شکسته... از هر روز بيتشر محتاج لطفت هستم...

خداوندا ناله هايم ضجه شد و ضجه هايم فرياد ٬ گلويم از بس فرياد کشيدم ديگر نای فرياد کشيدن ندارد.

ای نهايت خوبی ها ... مدتهاست چشم به راه خوبی ات هستم ... چشمانم کم سو شد و اشکهايم چشمانم را تار کرده ٬ چشم به راه مرهمت هستم.

عزيزا اين بنده کم طاقتت را ببخش که بيش از اين طاقت محنت ندارد

دوست دارم ديدگانم به نامتناهی گشوده باشد . نا متناهی را ببيند .  وسعت را ببيند . محدوديت با چشمان من بيگانه است .

 از حد خسته ام . از مانع ديد خسته ام ولی افسوس جايی را نيافتم که نا محدود باشد .   امان از حد .

 در تمام عمرم دشتی نيافتم که چشمانم بيکرانش را ببيند .  هر چه بود کران بود . حد بود حدود بود . حد بلای جان و خار چشم دريا دلان است . شايد دريارا بتوان نا محدود خواند ولی نمی دانم .

چرا ممکن است هر چند دير زورقی در کران ان نمايان گرددوحدشودومنبازمحدودببينم . نمی دانم چرا از سد و ديوار دلم تنگ می شود .

از چرخيدن بدور دايره ای راحت ترم تا رفتن به سوی ديواری هر چند خيلی دور حتی اگر او را نبينم . چون ميدانم روزی به ان می رسم و حد می شود و اه... امان از حد .    

 امان از دلتنگی . امان از همه چيز .اين تنگ دنيا برايم زندان است هر چند گناهکارم .

 بارالها هر چند با من نمی خوانی باز رويم بسوی توست گر چه شرم صحبت دارم .

 نجاتم ببخش و بزرگی ات را بر رخ ما کش . که شايسته ای و ببخش . که گريانم در تمام لحظه ها گر چه اشکی ندارم که بريزم ......

خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.

خدايا يا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتي نيست از دلم بيرون کن يا به من صبري ده که کساني را که دوستم ندارم دوست داشته باشم.

خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم. حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را.

خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم ، آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم.

خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال . يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن.

خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن.

بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.

خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن.

خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.

خدايا شکم را به باور ، باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما.

خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.

خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت فرما.

 

[ چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ] [ 1:20 بعد از ظهر ] [ طاهره ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد،
هیچ کس از غم ها و دردهایم آگاهی نداشته باشد،
هیچ کس به من محبت نکند،
هیچ کس به من توجه ننماید،
جز خدا کسی را نداشته باشم،
جز خدا به کسی پناه نبرم.

"شهید چمران"
موضوعات وب
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

وبلاگ ترفند ها
فروش بک لینک طراحی سایت